عيسى ( ع ) فرموده است : « تعداد درختان چقدر زياد است » و حال آن كه همهء آنها ميوهدار نيستند ، و چقدر تعداد ميوهها زياد است ليكن همهءميوهها خوب و گوارا نيستند ، و چقدر تعداد علوم زياد است در حالى كه همهء آنها سودمند نيستند . » « 19 »
واژههايى از علوم كه معناى آنها دگرگون شده است
( 1 ) بايد دانست منشاء آميخته شدن علوم ناپسند با علوم شرعى ، تحريف و تبديل اسامى دانشهاى پسنديده و نقل آنها - بر اساس اغراض فاسد - در معناهايى است كه مسلمانان شايستهء قرن نخست اسلام آنها را اراده نكرده و در آن معانى به كار نبردهاند ، و اينها پنج واژهاند : فقه ، علم ، توحيد ، تذكير و حكمت . اين اسامى نامهايى پسنديدهاند ، و كسانى كه به اين صفات موصوف باشند در دين مقامات و مناصبى و الا دارند ، ليكن اين واژهها در اين زمان معانى ناپسندى پيدا كردهاند و دلها از نكوهش كسانى كه به اين معانى موصوفند نفرت دارد ، و اين به سبب رواج اطلاق اين اسامى بر آنهاست .
نخستين واژه فقه است
( 2 ) كه از طريق تخصيص ، نه از راه نقل و تحويل در آن تصرّفاتى كردهاند ، زيرا آن را به شناخت فروع شگفتآميز در فتواها ، و آگاهى بر دقايق علل آنها ، و بحث زياد دربارهء آنها ، و حفظ اقوال مربوط به آنها مخصوص گردانيدهاند ، و هر كس تعمّق او در اين مسائل قوىتر ، و اشتغال او بدانها بيشتر است او را فقيهتر مىدانند ، در حالى كه فقه در عصر نخست اسلام مطلقا بر علم راه آخرت ، شناخت دقايق آفات نفس و اسباب تباهى اعمال ، شدّت توجّه به حقارت دنيا ، چشم دوختن هر چه بيشتر به نعمتهاى آخرت و غلبه ترس از خدا بر دل ، اطلاق مىشده است ؛ دليل بر اين ، گفتار خداوند متعال است
هامش
( 19 ) تحف العقول ، ابن شعبه ، ص 503 به طور مرسل .