خدا را بر پا مىدارد خالى نيست كه آن شخص يا آشكار و مشهور است ، و يا ترسان و پنهان تا حجّتها و دلائل روشن خدا از ميان نرود ، ولى آنان چند نفرند و كجايند ؟ به خدا سوگند آنان شمارشان اندك و قدر و منزلتشان نزد خداوند بزرگ است ، خداوند به وسيلهء آنها حجّتها و دليلهاى روشن خود را حفظ مىكند تا آنها را به امثال خود بسپارند ، و در دل آنها مستقرّ سازند ، علم و دانش بر اساس بينش حقيقى به آنها رو آورد ، و با آسودگى يقين آن را به كار بستند ، و آنچه را متنعّمان سخت و دشوار ديدند . « 46 » آنان سهل و آسان يافتند و به آنچه افراد نادان از آن گريزان بودند خو گرفتند ، و با بدنهايى كه ارواح آنها وابسته به ملا اعلا بود در دنيا زندگى كردند . آنان جانشينان و نمايندگان خداوند در زمين و داعيان او به سوى دينند ؛ آه آه از اشتياقى كه به ديدار آنها دارم .
اى كميل اگر مىخواهى بازگرد . » « 47 » از امام زين العابدين ( ع ) روايت شده كه فرموده است : « به خدا سوگند اگر ابوذر آنچه را در قلب سلمان بود مىدانست او را مىكشت در حالى كه پيامبر خدا ( ص ) ميان اين دو پيوند برادرى برقرار كرده بود . اينك شما دربارهء ديگران چه گمان داريد . همانا علم عالمان سخت و دشوار است ، جز فرشتهء مقرّب و پيامبر مرسل يا بنده مؤمنى كه خداوند دلش را براى ايمان آزموده است كسى نمىتواند آن را تحمّل كند ، و فرمود : سلمان بدان جهت از عالمان گرديد چون يكى از ما اهل بيت به شمار مىآيد ، از اين رو او را به عالمان نسبت دادم . » « 48 » منظور امام ( ع ) اهل بيت توحيد و علم و معرفت و حكمت است ، نه اهل بيت زنان و كودكان و خانواده و فرزندان . در حديث نبوى نيز آمده است : « سلمان از
هامش
( 46 ) مراد خشونت در خوراك و بستر و لباس ، و شكيبايى بر روزه گرفتن و شب زندهدارى است . و نادانها از اين امور گريزانند .
( 47 ) نهج البلاغه ، ابواب حكم ، شمارهء 147 .
( 48 ) البصائر ، صفّار ، ص 8 ؛ كافى ، كلينى ، ج 1 ، 401