چگونگى برخورد سپاه فرشتگان و لشكر شياطين با آن ، دانستن تفاوت ميان الهام فرشته و وسوسهء شيطان ، شناخت آخرت ، بهشت ، دوزخ ، عذاب گور ، صراط ، ترازو و حساب برايش حاصل مىشود ، همچنين معناى قول حق تعالى را كه فرموده است :
كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
« 39 » و :
إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
. « 40 » معناى لقاى پروردگار و نظر بر رخسار كريم او ، معناى تقرّب به او و نزول در جوار او ، معناى حصول سعادت به سبب همنشينى با ملاء اعلا ، مجاورت با فرشتگان و پيامبران همه برايش روشن مىشود ، و نيز معناى تفاوت درجات بهشتيان را درك مىكند ، تا آن جا كه برخى از اين بهشتيان بعضى ديگر را مانند ستارهء درخشان در فضاى آسمان مىبينند ، و چيزهاى ديگرى كه شرح آنها به درازا مىانجامد ، چه موقعيّت مردمان پس از تصديق اصل اين امور از نظر درك معانى آنها مختلف است :
عقيدهء برخى اين است كه همهء اينها مثل است ، و آنچه خداوند براى بندگان شايستهاش آماده ساخته نه چشمى آنها را ديده ، نه گوشى شنيده و نه به دلى خطور كرده است ، و خلايق از بهشت جز صفات و نام چيزى درك نمىكنند .
دستهء ديگر بعضى از اين امور را مثال ، و برخى را مطابق با حقيقتى مىدانند كه از لفظ آنها فهميده مىشود ، برخى ديگر معتقدند كه منتهاى معرفت حق تعالى ، اعتراف به عجز از شناخت اوست ، و بعضى هم در طريق معرفت خداوند مدّعى توفيقات بزرگى شدهاند .
برخى از اينان مىگويند منتهاى معرفت خداوند همان است كه اعتقاد همهء عوام بدان رسيده است ، و آن اين كه او موجودى دانا ، توانا ، شنوا ، بينا ، گويا و مريد است . بنابراين منظور ما از علم مكاشفه اين است كه پرده برداشته شود تا
هامش
( 39 ) اسراء / 14 : . . . كافى است كه امروز خود حسابگر خويش باشى .
( 40 ) عنكبوت / 64 : زندگى واقعى سراى آخرت است اگر آنها مىدانستند .