بلكه سزاوار و واجب اين است كه اين هر دو علم ( تفسير و فقه ) بايد از اهل آنها اخذ شود ، و هيچ كس اهليّت و شايستگى آن را ندارد جز كسانى كه پيامبر ( ص ) تمسّك به آنها را پس از خود سفارش كرده و فرموده است : « من دو چيز گرانبها را ميان شما باقى مىگذارم ، اگر به اين دو تمسّك جوييد ، پس از من هرگز گمراه نخواهيد شد ، و اين دو كتاب خدا و عترت من يعنى خاندان من است ، و آنان هيچ گاه از يكديگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند . « 4 » معناى اين كه آن دو از هم جدا نخواهند شد اين است كه علم قرآن نزد آنهاست ، هر كس به آنها تمسّك جويد به هر دو چنگ زده است ، و آنان اولوالامرند كه خدا دربارهء آنها فرموده است :
وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
« 5 » و نيز در خصوص آنها فرموده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 6 » منشاء اين خطاها و اشتباهات « 7 » اين است كه در آن هنگام كه حسّ جاهطلبى و رياستخواهى بر فرومايگان و منافقان عرب چيره شد ، و آتش حسادت و رقابت در نفوس آنها شعلهور گرديد ، وصايا و سفارشهاى پيامبر خدا ( ص ) را در روز غدير خم و جز آن ناديده گرفتند ، وصّى آن حضرت و اوصياى پس از او را تنها گذاشته ، دست از يارى آنان برداشتند در حالى كه آنان زمامداران حقّ ، زبان صدق و راستى شجرهء نبوّت ، كانون رسالت ، مركز آمد و شد فرشتگان ، جايگاه وحى ، كان علم ، نشان هدايت ، حجّتهاى خدا بر مردم دنيا ، گنجور اسرار وحى و تنزيل ، معادن جواهر علم و تأويل ، امانتداران خداوند بر حقايق ، جانشينان او بر خلايق ،
هامش
( 4 ) مسند ، احمد ، ج 3 ، ص 14 ؛ 17 ، 26 و 59 از حديث ابى سعيد خدرى ؛ ج 4 ، ص 367 و 371 ، و ج 5 ، ص 182 و 189 با اندك تغييرى در الفاظ .
( 5 ) نساء / 83 : و اگر آن را به پيامبر و پيشوايان ( كه قدرت تشخيص كافى دارند ) ارجاع كنند از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد .
( 6 ) نساء / 59 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را .
( 7 ) خطاها و اشتباهاتى كه در گفتار غزّالى و امثال اوست .