واجب كفايى مىباشند ، مانند كشاورزى ، بافندگى ، سياست ، بلكه حجامت ، زيرا اگر شهر از حجامتگر خالى بماند ، هلاكت به اهل آن شهر رو مىآورد ، و مردم با فقدان آن خود را در معرض نابودى قرار داده دچار سختى مىشوند ، زيرا آن كه درد را داده ، درمان را نيز فرستاده و مردم را به استفاده از آن ارشاد كرده ، و اسباب به دست آوردن آن را فراهم ساخته است . بنابراين با اهمال و سستى در معالجه نبايد خود را در معرض هلاكت قرار داد .
امّا آنچه فضيلت به شمار مىآيد ، و واجب نيست از قبيل تعمّق در دقايق حساب و حقايق دانش پزشكى و جز اينهاست كه مىتوان از آنها بىنياز بود ، ليكن تحصيل آنها مايهء مزيد قوّت بر مقدار مورد احتياج است .
دانشهاى نكوهيده علم سحر و طلسمها و شعبده و جادوگرى است .
دانش مباح مانند علم به اشعارى است كه خالى از سخافت فكر باشد ، و علم تاريخ و امثال آنهاست .
امّا علوم شرعى كه مقصود ما بيان آنهاست همگى مطلوب و پسنديدهاند .
ليكن گاهى دانشهايى كه به گمان بعضى شرعى مىباشند با علوم شرعى مشتبه مىشوند . بنابراين علوم مذكور نيز به پسنديده و نكوهيده تقسيم مىشوند . علوم پسنديدهء شرعى چهار قسم است : اصول ، فروع ، مقدّمات و متمّمات .
1 - اصول : مشتمل بر چهار چيز است : كتاب خداوند ( قرآن ) سنّت پيامبر ( ص ) ، اجماع امّت و آثار صحابه . اجماع بدان سبب اصل است كه بر سنّت دلالت دارد ، از اين رو در مرتبهء دوّم اصل قرار دارد . آثار صحابه نيز به همين گونه است چه آنها هم بيانگر سنّت پيامبر ( ص ) مىباشند » .
مىگويم : بنابر مبانى ما ( شيعه ) درست اين است كه به جاى آثار صحابه آثار اهل بيت يعنى امامان معصوم ( ع ) گفته شود ، زيرا همهء آثار صحابه براى ما حجّت نيست ، و چنان كه در جاى خود ثابت شده تنها آثار معصومين ( ع ) مىتواند سند و حجّت باشد .
2 - فروع : عبارت از علومى است كه از اصول دانسته مىشود : امّا نه به
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١٢٣