موجب الفاظ آنها بلكه بر حسب معانى كه عقل از آنها آگاهى مىدهد ، و به سبب آنها دايرهء فهم گسترش مىيابد ، تا آن جا كه از لفظ ، مفهوم آن و چيزهايى غير از آن فهميده مىشود ، چنان كه از گفتار پيامبر ( ص ) كه فرموده است : « داور در حال خشم نبايد داورى كند . » « 2 » دانسته مىشود كه داور در حال حبس بول ، گرسنگى رنجورى ، تشنگى ، شوق و شهوت زياد و امثال اينها كه او را از انديشه و احتياط در صدور حكم داورى و فيصلهء دعاوى باز مىدارد نبايد داورى كند . » مىگويم : اين از ديدگاه ما قياسى نادرست است ، و بر اساس اصول ما ( شيعه ) درست اين بود ، كه آيهء شريفه :
فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ
« 3 » را مثال مىآورد ، زيرا از آن استفاده مىشود كه به طريق اولى زدن و ناسزا گفتن به پدر و مادر نيز ممنوع است .
غزّالى مىگويد : فروع بر دو گونه است : اوّل آنچه مربوط به مصالح دنياست ، و فنّ فقه محتوى آن است ، و فقيهان عهدهدار آن مىباشند ، چه اينان عالمان دنيايند . دوّم آنچه متعلّق به آخرت است ، و آن علم احوال قلب و اخلاق نكوهيده و ستوده آن است ، و آنچه پسنديدهء حقّ تعالى و يا ناپسند اوست ، و اين همان است كه بخش آخر اين كتاب يعنى دو بخش مهلكات و منجيات عهدهدار بيان آن است ، و ديگر علم به تأثيراتى است كه در عبادات و عادات از قلب انسان بر اعضا و جوارح او ظاهر مىشود و بخش اوّل اين كتاب گوياى آنهاست .
3 - مقدّمات : اين علوم به منزلهء آلات و ادوات علوم شرعى است ، مانند علم لغت و نحو كه آلت و وسيلهء دانستن كتاب خدا و سنّت پيامبرند ( ص ) . اينها ذاتا علوم شرعى به حساب نمىآيند ، ليكن به خاطر دين و شرع فراگرفتن آنها لازم شده است ، زيرا آيين اسلام به زبان عرب آمده ، و هر آيينى ناگزير زبانى دارد ، و آموختن آن زبان به منزلهء ابزارى براى آن آيين است . از ديگر آلات علوم شرعى
هامش
( 2 ) كافى ، كلينى ، كتاب قضا ، باب ادب الحكم .
( 3 ) اسراء / 23 : به آن دو افّ نگوييد ( يعنى : كمترين اهانتى به آنها روا مداريد . )