نشستن در كدام مسكن حلال است . بنابراين ترك فعل نيز بر حسب مقتضاى حال واجب مىشود ، و آنچه را يقين دارد از آن جدا مىشود فرا گرفتن احكام آن بر او واجب نيست ، و نسبت به چيزهايى كه با آنها ملازم و همراه مىباشد واجب است از احكام آنها او را آگاه ساخت ، چنان كه اگر پس از مسلمانى حرير بپوشد ، يا در مكان غصبى نشيند ، يا به نامحرم نظر كند ، واجب است حرمت اينها را به او گوشزد كرد ؛ و در مورد چيزهايى كه ملازم با آنها نيست ليكن در معرض آن است كه به زودى به آنها دچار شود ، مانند خوردن كه واجب است احكام آن را به او ياد داد ، تا اگر در شهرى باشد كه نوشيدن شراب و خوردن گوشت خوك در آن رواج دارد ، از حرمت آنچه حرام است آگاه باشد ، تا از نوشيدن و خوردن آنها بپرهيزد ، و هر چه ياد دادن احكام آن واجب است فرا گرفتن آن نيز واجب مىباشد .
امّا اعتقادات و اعمال دل ، علم آنها بر حسب آنچه به دل خطور مىكند واجب مىشود ، اگر در آنچه معانى شهادتين بر آنها دلالت دارد شكّ كند ، بر او واجب است چيزى را كه مايهء زدودن شكّ او مىشود فرا گيرد . و اگر شكّى به او دست ندهد ، و پيش از آن كه صفات ثبوتيّه و سلبيهء خداوند را به تفصيل فرا گيرد بميرد ، به اجماع مسلمانان مسلمان مرده است ، ليكن خطوراتى كه مبناى اعتقادات است برخى بر حسب طبع ، و پارهاى از طريق شنيدن از اهل شهر حاصل مىشود ، بنابراين اگر انسان در شهرى باشد كه علم كلام در آن رايج و بدعتها بر زبان مردم جارى است سزاوار است از بيم اين كه مبادا باطل در قلب او سبقت گيرد ، از همان آغاز بلوغ ، با تلقين حقّ او را از آفتها و بدعتها مصون دارند ، چه اگر باطل به او راه يابد واجب است آن را از دل او زدود ، و بسا زدودن آن از دل او بس دشوار باشد ، چنان كه اگر اين مسلمان بازرگان بوده ، و در شهرى كه او در آن ساكن است ربا رواج داشته باشد ، بر او واجب است چگونگى اجتناب از ربا را ياد گيرد ، و اين علمى است كه واجب عينى به شمار مىآيد ، و معنايش دانستن كيفيّت عمل واجب است ؛ پس هر كس دانست چگونه بايد عمل واجب را به جا آورد ، و وقت وجوب آن را بداند ، او علمى را كه واجب عينى است دانسته است .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١٢٠