مستنصر در سجلى به شيخ عبد الملك بن عطاش رحمه اللّه نوشته بود و مستجيان دعوت را مىفرمايد . . . » و در صفحهء 207 در ترجمهء : « عاريا من كل نقيصة » گويد در صفت شيخ عبد الملك عطاش فرموده است كه : او از همهء نقصانها عارى است بجز نقصان درويشى كه بر درويش و توانگر دين و يقين ، از هيچ عار نبود از درويشى » ولى گويا از عبارت ترجمه كلمههايى افتاده باشد زيرا عبارت عربى چنين است :
« عاريا من كل نقيصة دون الاعسار ، التى ليس على صاحبها مع الغناء فى دينه و يقينه من عار » كه گويا ترجمهء اصلى چنين بوده است : او از همهء نقصانها عارى است به جز نقصان درويشى كه بر خداوند آن با توانگرى در دين و يقين ، درويشى هيچ عار نبود .
چنان كه آقاى دانش پژوه در ديباچه ( ص سيزده ) به نقل از « ياد نامهء خواجه نصير » ص 108 ياد آورى كردهاند : « طوسى به جنبهء انسانى بيشتر اهميت مىداد و آزاد انديش بود و مزهء آزادى فيلسوفانه را چشيده و با همه گونه دانشمندان از اسماعيلى و شيعى و سنى نشست و خاست داشت و به آنها احترام مىگذاشت و چندان تعصب مذهبى روا نمىداشت » و با همهء اين در سراسر كتاب و به ويژه در بابهاى دوم در معرفت نبوت و امامت و باب سوم در حب و بغض و تولا و تبرا اعتقاد خويش را به تشيع نشان داده است و بىنظرى و عدم تعصب او در نقل گفتههاى داعيان و حكيمان و فيلسوفان دليل بر مشرب حكيمانه و وسعت نظر و پيروى از روش علمى در تأليف كتاب است .
دربارهء كتابشناسى و نسخهشناسى ، و كيفيت تصحيح ، آقاى دانش پژوه به تفصيل در مقدمه داد سخن داده و براى گذاردن متن صحيح و كم غلطى در دسترس خوانندگان به منبعهاى بسيار مراجعه كرده و در اين راه رنج فراوان برده است و بىشك كوشش بسزاى ايشان به تصحيح متن انتقادى پر ارزشى منتهى شده است .
روش نثر فارسى : اگر ترجمهء اخلاق محتشمى را با ترجمهء ادب الصغير كه هر دو منسوب به يك نويسنده است بسنجيم اين نتيجه بدست ميآيد كه اسلوب نثر نخستين بسيار سادهتر است .
و در آن لغتهاى نامأنوس و سجع و ديگر شيوههاى تكلفآميز ديده نميشود گذشته از آوردن باء تأكيد در اول ماضى و حذف ( با ) و ( مى ) در مضارع و به كار كردن ماضى استمرارى در جملههاى شرطى و تمنى و ترجى و حذف فعل در جملهء نخست از دو جملهء معطوف و تقديم و تأخير وابستههاى فعل و بويژه قيد و ديگر خصوصيتهايى كه به نثر آن روزگار اختصاص داشته است ، در اخلاق محتشمى به كلمههايى تازى دور از ذهن كمتر برميخوريم و عبارتها و جملهها بيشتر ساده و خالى از تصنع و تشبيه و مجاز است كه اينك براى نمونه از هر دو كتاب عبارتهاى آورده مىشود :
دروغ رسوا كننده بود . و دروغ زن پيوسته به سوگند استشهاد كند تا سخن او باور دارند .
زبان علم راست گفتن است . ( ص 225 اخلاق محتشمى ) اندوه مبر بر نايافتن محبوبى ، و نوميد مباش بر يافتن مطلوبى . ( ص 111 ) مصيبتها ميان خلايق بسويت قسمت كردهاند هر كه به روزى خدا راضى باشد بر آنچه ازو فوت شود اندوه نبرد ( همان صفحه ) .
خرد را در دل خويش راسخ گردانى و خداى ترسى را ملكه و شعار خويش سازى كه رنج
اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچهء چاپ دوم 49
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
صديباچهء چاپ دوم ٤٩