تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچهء چاپ دوم 48

مساهمون:

صديباچهء چاپ دوم ٤٨
بسيارى گردآورده است و توان گفت رقم چهل كه در فهرست بابهاى كتاب بدان برمىخوريم و آخرين باب كتاب را به ( الباب الاربعون ) به پايان مىرساند نيز زير تأثير انديشه‌هاى اسماعيليان و اخوان صفاء بوده است . چنان كه يعقوب سيستانى داعى بزرگ اسماعيليان را كتابى است به نام « ينابيع » كه آن را به چهل نوع تقسيم كرده است « 1 » . نيز در رسايل اخوان صفاء اين حديث نقل شده است : از پيامبر روايت كنند كه گفت « هر كه چهل روز خالصانه خداى را پرستش كند خداى دل او را بگشايد و درون او را شادمان سازد و زبان او را به حكمت باز كند هر چند عجمى ختنه ناشده‌اى باشد » ، در قرآن كريم آمده است :
« وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ »
و منشأ عدد چهل در نزد اسماعيليان از اين جاست كه آنان « چهل روز » را در حديث مذكور به چهل [ مرد ] تأويل ميكنند كه دعوت اسماعيل امامى در هر عصر و روزگار از آنها پديد مىآيد . در رسايل اخوان صفاء اين حديث روايت شده است : « پيامبر فرمود درين امت چهل مرد از صالحان كه بر كيش ابراهيم خليل ( ع ) اند » « 2 » و نيز در رسايل اخوان صفاء « 3 » آمده است : و گفته‌اند ازين چهل تن چهار تن آنان « ابدال » « 4 » اند و ازينرو آنان را ابدال نامند كه آنها خويى را پس از خويى تبديل مىكنند و پس از هر تصفيه به تصفيه‌اى ديگر مىپردازند . چه آنان برگزيده از زمرهء چهار صد زاهد عارف محقق‌اند و اين چهار صد زاهد منتخب از چهار هزار مؤمن نائب مخلص باشند و هر آنگاه كه يكتن از چهار تن ابدال درگذرد و يكى از زمرهء چهل تن بدان عده مىپيوندد و چون يكى از چهل تن درگذرد يكى از چهار صد زاهد بدان گروه افزوده مىشود و همچنين . . . و امير - المؤمنين على ( ع ) در گفتار خويش به كميل بن زياد به اين گروه اشاره مىكند : ايشان كسانى هستند كه از لحاظ عدد اندك و از نظر قدر و منزلت در نزد خدا بزرگترين گروه‌اند و خلاصه دربارهء عدد چهل حديثهاى ديگرى نيز در اخوان صفاء « 5 » آمده است كه ذكر آنها به اطناب مىپيوندد و همهء اينها دليل بر اينست كه رقم چهل در نزد اسماعيليان اهميت خاصى است . در رياضتهاى عارفان نيز چله نشستن متداول است و شايد منشأ هر دو يكى باشد . چهل بابى كه در اخلاق محتشمى آمده به باب نخست در دين و شناسايى آفريننده آغاز مىشود و به باب چهلم در حكايتها و نادره‌ها و نكته‌ها و پندها پايان مىيابد . گذشته ازين در صفحهء نخست خواجه به تصريح از « سجلات موالى » و « دعوات موالينا لذكرهم السلام » و « نكت رجال و دعاة ايشان » و « عموم رفيقان » ياد مىكند و در بسيارى از صفحه‌ها گفته‌هاى داعيان و ديگر بزرگان فرقهء اسماعيليان را مىآورد چنان كه در صفحهء 59 آورده : مولانا
هامش
( 1 ) - حقيقة اخوان الصفاء تأليف عارف تامر ص 66 . ( 2 ) - همانجا 26 و 27 . ( 3 ) - ج 1 ص 298 . ( 4 ) - در تعريفهاى اسماعيليان ابدال را « حرم » خوانند . ( 5 ) - ج 4 ص 84 .