تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچهء چاپ دوم 50

مساهمون:

صديباچهء چاپ دوم ٥٠
امروز بسبب راحت فردا اندك باشد و مشقت عاجل در طلب آسايش آجل بنزديك ارباب خرد قدرى ندارد ( از ادب الوجيز ص 502 ) اى پسر ، در هر بليت كه به تو رسد و در هر رزيت كه به آن مصاب ( گردى ) و غمناك شوى بدانكه در دنياى فانى عاريتى از تو بازگيرند كه [ شعر ]
« و مال المال الاعاريات ودائع »
تا ايزد تعالى موهبتى كه ترا عطيت داده باشد استرداد و ارتجاع كند تا صبر ترا در آن بيازمايد و عمل ترا در آن مكروه بر محك امتحان و اعتبار زند به صبر و تثبت اعتصام نماى و دست در دامن تجلد و تحمل زن و از منهج قويم شكر و جادهء مستقيم سپاس به مضلهء كفران ميل منماى ( از ص 503 ادب الوجيز ) چنان كه ملاحظه مىشود درين كتاب خواجهء طوسى نثر متكلف‌ترى برگزيده و كلمه‌هاى نامأنوس‌ترى به كار برده است اما در هر دو كتاب نويسنده فعلهاى بسيط فارسى چون : آزمودن و فريفتن و دريافتن و نگريستن و گريستن و گسليدن و بازداشت و مانند اينها را بر فعلهاى مركب مترادف آنها چون ؛ امتحان كردن . فريب دادن . درك كردن و نگاه كردن و گريه كردن و قطع كردن و منع كردن ترجيح ميدهد و به روش نثر معاصر در هيچيك از نوشته‌هاى وى جمعهاى مذكر سالم ( ون يا ين ) ديده نميشود بلكه بجاى آنها جمعهاى فارسى زير را مىيابيم : مؤمنان . حافظان . خازنان . مخلصان . ناصحان . حاضران . متعنتان . متوكلان . متظلمان . ظالمان . مظلومان . صابران و محكومان و متاملان . همچنين در بسيارى از موردها بجاى جمعهاى ( ات ) يا جمعهاى مكسر تازى كلمه‌ها را به ( ها ) يا ( ان ) جمع ميبندد چون : عاقلان - مثلها - نعمتها - مسكنها - قصه‌ها - حجتها - كرامتها - مشقتها - سفيهان - نظرها و بسى از جمعهاى فارسى ديگر در سراسر صفحه‌ها كلمه‌هاى تنوين‌دار نيز درين تأليف كمتر ديده مىشود و بجاى آنها به اول كلمه‌ها ( به ) ادات صفت در مىآورد و قيد مركب ميسازد چون : با جمال بجاى مجملا تنها در رساله‌ى تولا و تبرا دو كلمهء مثلا و خصوصا ديده شد . در صفحه‌ى 543 در موردهاى اندكى مطابقهء صفت يا موصوف مؤنث ( جمع ) ديده مىشود . آداب مرضيه ص 543 بر خلاف برخى از نويسندگان معاصر كه به تقليد صرف تازيان كلمه‌هاى مختوم به ( ة ) را در هنگام الحاق ( ى ) نسبت به آخر آنها تغيير مىدهند و « تجارت » و « زراعت » را « تجارى » و « زراعى » مينويسند ، خواجه طوسى « عاريت » را « عاربتى » ( ص 503 ) آورده است نه « عاريى » ! كلمه ( تمييز ) را به صورت تميز ( 501 ) به كار برده و به شيوهء متقدمان بجاى تبديل ( ة ) آخر كلمه‌ها به هاى بيان حركت ، آنها را به ( ت ) فارسى تبديل كرده است چون : بليت و رزيت و عطيت و اشارت و جز اينها . كلمه‌هايى : خائن و خائنان و خائف ( ص 210 و 453 ) و صائب ( 501 ) و فرائض ( 530 ) درين كتاب به صورت خاين و خاينان و خايف و صايب و فرايض آمده است كه با رسم خط و لهجهء فارسى سازگارتر و آسان‌تر است . برخى از لهجه‌هاى قديم چون : برزند بجاى : ( ورزند ) صفحهء 52 و برزى بجاى : ( ورزى ) صفحهء 505 و ستيهندگى بجاى ( ستيزندگى ) ( 505 ) نيز در نثر اين كتاب ديده مىشود كه از ريشهء كلمهء اخير مولانا درين بيت
اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچهء چاپ دوم 50 | خواجه نصير الدين الطوسي