تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچهء چاپ دوم 46

مساهمون:

صديباچهء چاپ دوم ٤٦
نويسنده از هر روشى كه به تصنع انجامد در اين رساله پرهيز مىكند و حتى از عطفهاى تفسيرى مكرر و ناسودمندى دورى ميجويد و ميكوشد براى بيشتر اصطلاحهاى فلسفى كلمه‌اى فارسى يا اصطلاح ساده‌ترى به كار برد كه اينك برخى از آنها را به نظر خوانندگان ارجمند مىرسانم . حيوان ( جانور ) . انسان ( مردم ) . ( ذات ) ( خوى ، خود ) . غضب ( خشم ) ، شهوت ( آرزو ) ، جسم ( تن ) ، نفس ناطقه ( نفس گويا ) قواى باطنى ( قوتهاى اندرونى ) ، تسليم ( بازسپردن ) ، عقل ( خرد ) ، ايمان ( باور داشتن ) ، مؤمن ( ايماندار ) ، رضا ( خشنودى ) ، حق اليقين ( درستى يقين ) ، علم اليقين ( دانستن يقين ) ، عين اليقين ( حقيقت يقين ) ، عدم ( نيستى ) ، معدوم ( نيست ) . وجود ( هستى ) موجود ( هست ) ، تولا ( روى فرا كسى كردن ) ، تبرا از خبر آن كس بيزار بودن ) ، موجود ( هست ) ، منكوس ( نگوسار ) ، عفت . ( پاك نفسى ) . درين چند صفحه اسلوب نثر خواجه چنانست كه بيشتر كلمه‌ها و فعلها را با پيشاوندهاى ( فرا ) ، ( باز ) و ( در ) به معينهاى مختلف به كار ميبرد چون فرازفان ( به زبان ) فراگرفتن - فرا دادن - فرا ايستادن - فراپيش - فراآخرت - فراتر - باز سپردند - در باختن - فرانيكان و جز اينها و گاه بشيوهء تازى مفعول مطلق نوعى به كار ميبرد چون : بازسپارند ، آنچه باز سپردنى است ، باز سپردنى تمام . ص 467 3 - مقالة فى فضائل امير المؤمنين على ( ع ) كه 6 صفحه است و در آن به روايت از پيامبر ( ص ) محمد ( ص ) و على و حسن و حسين ( ع ) را با 4 تن از پيامبران نخستين : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) برابر مىكند و حديثهاى ديگر در فضيلت على ( ع ) مىآورد و از لحاظ لفظى « اولينان » و « آخرينان » جمع اولين و آخرين به كار مىبرد . اما اخلاق محتشمى كتابى است كه از لحاظ موضوع در رديف كتاب اخلاق ناصرى خواجه است و از نظر سبك ترجمهء متقدمان نمونهء ارزنده‌اى بشمار مىرود . داراى 494 صفحه و 40 باب در موضوعهاى مختلف اخلاق است . شيوهء تاليف اين كتاب چنانست كه نخست دربارهء هر موضوع اخلاقى از قبيل : آفات حرص و طمع و اعراض از دنيا و اقبال بر آخرت و جز اينها آيه‌هايى از قرآن مىآورد و سپس به ياد كردن حديثهاى نبوى ( از منبع‌هاى علويان ) مىپردازد و آنگاه « از كلام حكماء و دعاة » نقل مىكند و ميدانيم كه دعاة يا داعيان در طريقت اسماعيليان در منزلت پنجم از هفت منزلت مرتبه‌هاى دعوت قرار داشتند ، باينسان : 1 - رسول 2 - وصى 3 - امام 4 - حجت 5 - داعى 6 - مأذون 7 - مستجيب « 1 » . و اين هفت منزلت از اعتقاد آنان به انتساب هفت نور به عالم ابداع سرچشمه مىگيرد ، آنگاه عدد هفت را به هفت ستارهء عالم حسى نيز مىكشانند و هفت نور علوى را علتهاى نورهاى جسمانى مىدانند بدينسان : 1 - ابداع 2 - جوهر عقل 3 - مجموع عقل داراى سه مرتبه
هامش
( 1 ) - رجوع به جامع الحكمتين ناصر خسرو ص 110 چاپ كربن شود .