كوشش آقاى دانش پژوه در تصحيح نسخه و مراجعه به اصول احاديث و اقوال نشانهء ، تتبع و تبحر بسيار ايشان است و من در اينجا فقط چند نكتهء جزئى را متذكر مىشوم كه اميدوارم اگر بار ديگر به طبع آن موفق شدند ، در صورت موافقت رعايت فرمايند :
1 - اصل تعليم از خصوصيات آئين اسماعيلى است و به همين جهت آنان را تعليميان نيز مىگويند و از اين رو عبارت ايشان در صفحهء 9 ديباچه « و در اصول شيعى امامى هم به ويژه عصمت و اصل تعليم و قاعدهء تسليم كه از نشانههاى آئين شيعى است » درست نمىنمايد و شايد مقصودشان چيز ديگرى بوده است .
2 - در باب اول شمارهء ( 3 ) در ذيل آيهء
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ . . .
و پس از ترجمه آن در متن آمده است : حنيفى در مقابل صابى باشد و صابى آن بوده كه متابعت راى كند و [ حنفى ] آنكه از راست نگرديده باشد . اين ملاحظه مربوط به آيه ايست كه در شمارهء ( 4 ) مىآيد و حق اين بود كه مصحح محترم آن را تذكر مىداد و علاوه بر اين حنيفى يا حنفى به جاى حنيف ظاهرا درست نيست .
3 - در باب دوم شمارهء ( 13 ) اين حديث آمده است : نحن النمرقة الوسطى بنا يلحق التالى و الينا يرجع الغالى ترجمه : ما وسادهء ميانينايم كه باز پس مانده را در آن رسانيم و از حدود درگذشته را به آنجا آريم
خوب بود مصحح محترم معنى اين حديث را روشن مىفرمودند . اين حديث با تغييرى در جزء دوم از جلد پانزدهم بحار الانوار آمده است و متأسفانه علامهء مجلسى نتوانسته است بيان روشن و قانع كنندهاى از آن بنمايد زيرا خيال كرده است كه مقصود از النمرقة الوسطى يا وسادهء ميانين صدر مجلس است و متوجه نشده است كه صدر مجلس آخرين جاى محترم مجلس است و اگر كسى از آن بگذرد ديگر در صدر نيست تا غالى يا متجاوز از حد شناخته شود .
به عقيدهء بنده و سادهء ميانين جائى ميان صدر و ذيل مجلس است كه اگر كسى فروتر نشينده و مقامش به حقيقت بالاتر باشد بدان مىرسانندش و اگر كسى فراتر نشيند و مقامش نه آن باشد بدان فرود آورندش . در مجالس بزرگان متصدى اين كار يعنى بردن به صدر و فرود آوردن از آن كار شخصى بوده به نام معرف چنان كه سعدى در بوستان در داستان فقيه كهن جامه گويد :
فقيهى كن جامهء تنگ دست * در ايوان قاضى به صف برنشست
نگه كرد قاضى درو تيز تيز * معرف گرفت آستينش كه خيز
ندانى كه برتر مقام تو نيست * فروتر نشين يا برو يا بايست
4 - در باب پنجم شمارهء ( 20 ) جملهء : انى لا ارى الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما ، از خطبهاى است كه حضرت حسين بن على روز دوم محرم سال 61 بيان فرمودهاند .
5 - اشعارى كه در آخر باب پنجم آمده است و به شعر :
فان تكن الدنيا نفيسة * فدار ثواب اللّه اعلى و انبل
شروع مىشود . به نقل اخطب خوارزم در مقتل الحسين از حضرت حسين بن على است .
محمد تقى دانش پژوه تهران تيرماه 1360