تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
است و علامت تثنيه و جمع حاضر راء ماقبل مضموم است با اشباع ضمه ، يا مكسور است بدون اظهار واو بلكه اكتفا به مجرد اشباع ، و علامت متكلم وحده ميم ما قبل مضموم با اشباع ضمه ، و متكلم مع الغير خاء منقوطه ما قبل مضموم با اشباع ، يا الف و خاء است . و چون دانستى كه اصل امر حاضر مفرد است پس مىگوئيم امر را شش صيغه است : اول حاضر مفرد و آن مصدر است به حذف ماق مثل « گل » و « گلت » يعنى بيا و برو . و در دوم حاضر غير مفرد و آن امر حاضر است به زيادتى « واو و نون » يا « واو و زاى » با اشباع واو نه به اظهار آن مثل « گلون » و « گتون » اما زاى در صورت تعظيم مفرد در مىآيد مثل « گلوز » « گتوز » . سيم غايب مفرد و آن به زيادتى « سون » است به واو اشباع چون « گلسون » يعنى بيايد . چهارم غير مفرد و آن به زيادتى لفظ « له » بر مفرد بعد از حذف نون چون « گلسون له » يعنى بيايند و واو در همه اشباعى است . پنجم متكلم وحده و آن به زيادتى ميم ما قبل مضموم است بر امر مفرد حاضر با اشباع ضمه چون « گلوم » يعنى بايد بيائيم . ششم متكلم مع‌الغير و آن به زيادتى خاء ماقبل مضموم است با اشباع چون « گلوخ » با الف و خاء چون « گلاخ » يعنى بايد بيائيم . و أما ماضى علامت كليه آن كه در شش صيغه است « دال » است كه بر امر حاضر زياد مىشود و در غايب مفرد بعد از دال « ياء » زياد مىشود مثل « گلدى » و « گتدى » و در غايب مفرد بعد از دال و ياء لفظ « له » مثل « گلديله » و « كتديله » و در حاضر مفرد بعد از دال واو و نون مثل « گلدون » و در حاضر غير مفرد واو و زاى مثل « گلدوز » زياد مىشود و در متلكم وحده بعد از « دال » ميم مثل « گلدم »
خزائن ( فارسى ) — صفحة 331 | حسن حسن زاده آملى / المحقق النراقي