ابن راوندى . ابو الحسين احمد بن يحيى راوندى يا ابن راوندى . فيلسوفى كه آشكارا تظاهر به الحاد مىكرد . از اهل بغداد بود و نسبتش به راوند مىرسد كه قريهاى از قراى اصفهان است . مجالس و مناظراتى با علماى كلام داشت . ابن كثير گفته است از مشاهير زنادقه بود . سلطان او را طلبيد و او فرار كرد به اهواز نزد ابن لاوى يهودى رفت و در خانهء او نيز مرد . كتابهايى در ردّ خدا و معاد و پيغمبر و وحى و قرآن نوشت . به سال 289 ه ، وفات يافت . ( اعلام ، ج 1 ص 267 ) .
ابن سودون . ابو الحسن علىّ بن سودن جركسى بشبغاو - يا - يشبغاوى ، قاهرى دمشقى . شاعر و اديب خوشطبع و خوشمنش و خندان . در قاهره دنيا آمد و همانجا بزرگ شد . ابن عماد از او با لقب امام علّامه ياد كرده است . سخاوى مىگويد :
در انواع فنون ذى فنون بود ، چند بار حجّ كرد ، در غزوات شركت مىجست ، و امام مسجد بود ، و لكن شعرش در غايت مجون و هزل و خلاعت بود . به دمشق رفت و به سال 868 ه ، در آنجا وفت يافت . ( اعلام ، ج 4 ص 292 ) .
ابن سيابه . ابراهيم بن سيابه از شعراى دورهء عباسى است كه ابراهيم موصلى و پسرش اسحاق را مدح كرده است و آنان اشعار اين شاعر را در دستگاههاى موسيقى مىخواندند . ( البيان و التبيين ، ج 1 ص 405 ؛ عقد الفريد ، ج 2 ص 271 ) .
ابن كناسه . ابو يحيى محمد بن عبد اللّه ، ملقب به كناسه ، كوفى و از شعراى دولت عباسى . در شعرش از مدح و هجو اشخاص پرهيز مىكرد . عالم به عربيت و ايام ناس بود و راويهء كميت و ديگر شاعران . وى خواهرزادهء ابراهيم ادهم بلخى است . به سال 207 ه ، وفات يافت . ( اعلام ، ج 6 ص 221 ) .
ابن ممّاتى . اسعد بن مهذّب ، وزير و اديب . ناظر دواوين در مصر بود . ولادتش در مصر است و وفاتش در حلب . قبطى نصرانى بود كه در ابتداى حكومت صلاح الدين ايّوبى مسلمان شد . او را آثارى است از جمله الفاشوش فى احكام قراقوش كه انتساب اين كتاب به سيوطى اشتباه است . كليله و دمنه را نيز به نظم سروده است . به سال 606 ه ق وفات يافت . ( اعلام ، ج 1 ، ص 302 ) .
ابن ميثم بحرانى . ميثم بن على بن ميثم بحرانى ، كمال الدين . عالم به ادب و كلام و از فقهاى اماميه و از اهل بحرين . از عراق ديدن كرد . در قريهء هلتا از قراى ماحوز بحرين
جوحى ( فارسى ) — صفحة 770
مساهمون: احمد مجاهد
ص٧٧٠