تعليقات اعلام اشخاص
آبى . ابو سعد منصور بن حسين آبى ، منسوب به آبه كه دهى است نزديك ساوه و آن را آوه هم مىگويند . وزير و كاتب ( نويسنده ) و از علماى ادب و تاريخ و شيعى . مصاحب صاحب بن عبّاد بود و وزير مجد الدوله رستم بن فخر الدولهء بويهى . وى را آثارى است ، از آن جمله كتاب نثر الدّر كه در هفت مجلّد در مصر زير نظر محقّقان به چاپ رسيده است ، و ابن شاكر كتبى در عيون التّواريخ ، ص 322 ، مىگويد كه اين كتاب را مانندى نيست . و در اين كتاب بيش از هر اثر عربى ، نوادر و حكايات جحا آمده است .
وفات آبى به سال 421 ه ، مىباشد . ( اعلام زركلى ، ج 7 ص 298 ) .
آقا جمال خوانسارى . جمال الدين محمد بن حسين ، محدّث ، اصولى ، حكيم ، متكلّم و فقيه امامى ايرانى . آقا جمال عالمى نكتهسنج بود و طبعى ظريف داشت . او را آثارى است . وفات وى به سال 1125 ه ، مىباشد . ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 1 ص 458 ) .
ابن ابى ذئب . ابو الحارث محمد بن عبد الرحمان ، تابعى و از روات حديث و اهل مدينه و صاحب فتوا . پرهيزگارترين و فاضلترين مردم عصرش بود ، و در گفتن حق شجاعترين مردم بود در پيش سلاطين . وقتى بر منصور عباسى درآمد و گفت : ظلم در آستانت به افتخار ايستاده است ! به سال 185 ه ، وفات يافت . ( اعلام ، ج 6 ص 189 ) .
ابن ابى عتيق . عبد اللّه بن محمد بن عبد الرحمان بى ابىبكر . نتيجهء ابو بكر بود و عتيق لقب ابو بكر و نوادگان او و عايشه عمهء پدرش . مردى شوخ و بذلهگو و غزلسرا و از اشرف قريش .
ابن ابى ليلى . محمد بن عبد الرّحمان ، از قاضيان و فقيهان و اصحاب رأى و متوفاى 148 ه . ( اعلام ، ج 6 ص 189 ) .
ابن جصّاص . ابو عبد اللّه حسين بن عبد اللّه جوهرى ( گوهرفروش ) از اعيان تجّار بود كه خود را به گولى و احمقى زده بود و مىگفتند كه احمق و مغفّل نيست . مقتدر در سال 302 ه ، فرمان داد تا اموالش را مصادره كردند . حكاياتى در حمق و غفلت در كتب