ادب از او نقل شده است . در سال 315 ه ، وفات كرد . ( فوات الوفيّات ، ج 1 ص 372 ) .
ابن جوزى ، ابو الفرج عبد الرحمان بن على ، بغدادى و حنبلى و علّامهء عصرش در تاريخ و حديث و كثير التصانيف . حدود 300 كتاب به او نسبت دادهاند . وفاتش به سال 597 ه ، مىباشد . ( اعلام ، ج 3 ص 316 ) .
ابن حمدون . ابو عبد اللّه احمد بن ابراهيم . عالم به ادب و اخبار و نديم متوكّل عباسى . او را آثارى است . حدود سال 255 ه ، وفات يافت . ( اعلام ، ج 1 ص 85 ) .
ابن خلف همدانى . در البخلاى جاحظ ، نام احمد بن خلف آمده است ، و محقق كتاب نظر داده است كه ممكن است اين شخص از دوستان جاحظ بوده است . در نثر الدّر ، ج 7 ص 367 ، مطابق متن ، ابن خلف همدانى آمده است ، و محشى در حاشيه نظر داده كه ممكن است اين شخص ، احمد بن خلف بن مرزبان محولى باشد كه صاحب اخبار و اشعار و ملح و نوادر بوده و متوفاى 310 ه . و در اخبار الحمقاى ابن جوزى به كرّات از اين شخص نام برده شده است .
ابن درّاج طفيلى . ابو سعيد بن درّاج حرّانى طفيلى ، از قدماى طفيليان و از اهل حرّان . به بغداد آمد و سرى بزرگ داشت . در اين باب از او سوآل كردند . گفت : از بسكه به در و ديوار خورده است . نقل كرده است كه : روزى به خانهاى گذشتم كه در آن باز بود و سور مىدادند . وارد خانه شدم . صاحبخانه نردبانى گذاشته بود و هركس كه وارد مىشد و نمىشناخت ، مىگفت : اى برادر بفرما به بالاخانه . سيزده طفيلى در بالاخانه جمع آمدند . بعد نردبان را خواباند و سفره را مىگستردند و به خوردن نشستند . طفيليان متحيّر ماندند و ديدند كه هيچ حيله و راهى براى رفتن به پايين وجود ندارد . پس من صاحبخانه را صدا زدم و گفتم : كدام راه را انتخاب مىكنى : سفره را مىفرستى بالا تا بخوريم و پايين بياييم ، يا اينكه من خودم را از اين بالا به پايين پرت كنم و بكشم و خونم به گردن تو بيفتد و سورت تبديل به عزا شود ؟ صاحبخانه ترسيد و فرياد كشيد : نه ، اين كار را نكن ، دست نگه دار . سپس نوكرهايش را صدا زد و گفت : اين مرد ديوانه است ، زود سفره را به بالا ببريد . پس ما غذامان را خورديم و از بالاخانه پايين آمديم ( التطفيل ، ص 61 - 63 ) . ابن درّاج را وصايائى به طفيليان است كه به تفصيل در كتب ادب عرب آمده است .
جوحى ( فارسى ) — صفحة 769
مساهمون: احمد مجاهد
ص٧٦٩