قطعه تَنگ پالان ز گردنش چو گسيخت * صاحب خانهاش به چنگ آويخت دزد بىمزد دَم غنيمت ديد * از غنيمت گذشت و صاف گريخت حاصل : هركه ظالمى را از بند برهاند خود در بند بماند » .