758 حكايت جوحى كه چادر پوشيد و در وعظ ميان زنان نشست و حركتى كرد ، زنى او را شناخت كه مرد است و نعرهاى زد
واعظى بود بس گُزيده در بيان * زير مِنبر جمع مردان و زنان
رفت جوحى چادر و روبند ساخت * در ميان آن زنان شد ناشناخت
سائلى پرسيد واعظ را به راز * موى عانه هست نقصان نماز ؟
گفت واعظ چون شود عانه دراز * پس كراهت باشد از وى در نماز