تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦

752 دروغگويى جوحى بر خدا

پسر خردسال جوحى از خانه به درآمد . كسى از او پرسيد : پدرت كجاست ؟ گفت : در خانه است و دروغ بر خدا مىبندد . پرسيد كه : چه‌گونه ؟ گفت : آينه به دست گرفته و در آن صورت خود مشاهده مىكند و مىگويد : الحمد للّه الّذى أحسن خلقى و خلقى - يعنى : سپاس مر آن خداى را كه نيكو ساخته است صورت و سيرت مرا .

مصادر :

صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 390 .

مآخذ :

حكايت متن در همهء كتب ادب عرب ، دربارهء جاحظ آمده است . آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 334 ، ذيل عنوان « شخص زشتى » . ايضا ، عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، حكايات عربى ، حكايت 81 ، ذيل : « مرد زشت‌رويى » .

753 جوالدوز زدن جحا به خايهء خود

جحا كارى نداشت جوالدوز به خايهء خود زد . و اهل هند گويند : بقّال بىكار خايهء خود وزن مىكند .

مصادر :

مينا ، شاهد صادق ، يحياى كاشى : جوحى نداشت كارى بر خويش زد درفشى .

مآخذ :

لغت‌نامه ، ذيل جوالدوز : احمدك وقتى بىكار مىماند جوالدوز به خود مىزند . سنايى ، حديقة الحقيقة :
آن شنيدى كه بود مردى كور * آدمى صورت و به فعل ستور رفت روزى به سوى گرمابه * ماند تنها درون گرمابه