752 دروغگويى جوحى بر خدا
پسر خردسال جوحى از خانه به درآمد . كسى از او پرسيد : پدرت كجاست ؟
گفت : در خانه است و دروغ بر خدا مىبندد . پرسيد كه : چهگونه ؟ گفت : آينه به دست گرفته و در آن صورت خود مشاهده مىكند و مىگويد : الحمد للّه الّذى أحسن خلقى و خلقى - يعنى : سپاس مر آن خداى را كه نيكو ساخته است صورت و سيرت مرا .
مصادر :
صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 390 .
مآخذ :
حكايت متن در همهء كتب ادب عرب ، دربارهء جاحظ آمده است .
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 334 ، ذيل عنوان « شخص زشتى » .
ايضا ، عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، حكايات عربى ، حكايت 81 ، ذيل : « مرد زشترويى » .
753 جوالدوز زدن جحا به خايهء خود
جحا كارى نداشت جوالدوز به خايهء خود زد . و اهل هند گويند : بقّال بىكار خايهء خود وزن مىكند .
مصادر :
مينا ، شاهد صادق ، يحياى كاشى : جوحى نداشت كارى بر خويش زد درفشى .
مآخذ :
لغتنامه ، ذيل جوالدوز : احمدك وقتى بىكار مىماند جوالدوز به خود مىزند .
سنايى ، حديقة الحقيقة :
آن شنيدى كه بود مردى كور * آدمى صورت و به فعل ستور
رفت روزى به سوى گرمابه * ماند تنها درون گرمابه