مآخذ :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 183 .
قنبر على كرمانى ، منظومهء ملّا نصر الدّين ، ص 13 :
سر زبان بريدهء من
غذا مىخورد به گاه چاشت ملّا * گذشت مردى سواره از كنارش
به دو گفتا بفرما اى گرسنه * غذا بر سفره است گير آن به كارش
سواره گفت به چشم برگو تو اكنون * كجا بندم مهارِ اسبِ سركش
بداد ملّا جوابش را به طعنه * بُريده اين زبان بر آن ببندش
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 661 : « مردى بر مردى ديگر گذشت كه مشغول خوردن بود . آن شخص گفت : بفرما . اين مرد نشست تا با او بخورد . مرد گفت : چه مىخواهى بكنى ؟ گفت : چهطور ؟ گفت : من به تو گفتم بفرما ، تو بايد بگويى گوارا . مگر نمىدانى كه سخن در مقابل سخن است » .