734 صدقه دادن جحا
جحا گوسفند مردم مىدزديد و گوشتش صدقه مىكرد . از او پرسيدند كه : اين چه معنى دارد ؟ گفت : ثواب صدقه با بزهء دزدى برابر گردد ، و در ميانه پيه و دنبهاش توفير باشد .
مصادر :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 266 .
مآخذ :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 149 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 61 .
ابن قتيبه ، عيون الأخبار ، ج 1 ص 58 : « زنى در بنى اسرائيل از راه زنا انار به دست مىآورد و آن را بر بيماران صدقه مىداد » .
با توجه به اين معنى ، در ثعالبى ، يتيمة الدّهر ، ج 4 ص 25 ، از ابو عبد اللّه ضرير ابيوردى آمده است :
كَسارِقَةِ الرُّمّانِ مِن كِرمِ جارِها * تَعُودُ بِهِ المَرضى و تَطمَعُ فى الفَضلِ
مانند زنى كه از باغ همسايه انار بدزدد / و آن را هنگام عيادت بيماران به طمع اجر و مزد به آنها بدهد .
ابو نواس هم دربارهء اسماعيل بن صبيح ، كاتب سرّ امين ، گفته است :
فَما كُنتَ الّا مِثَل بائِعَةِ استِها * تَعودُ علَى المَرضى بِهِ طَلَبَ الأَجرِ
نيستى تو مگر مانند زنى كه فروشندهء كون خود است / و مزد آن را به اميد اجر و پاداش بر بيماران خرج مىكند .
سيّد حميرى نيز در اين معنى گفته است :
كَعائِدَةِ المَرضى بِفائِدَةِ استِها * لَكِ الوَيلُ لا تَزنِى و لا تَتَصَدَّقِى
مانند زنى كه از مزد كونش عيادت كنندهء بيماران است / واى بر تو اى زن ! نه زنا كن و نه صدقه بده .
در صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 164 ، آمده كه : « فاحشهاى زنا مىكرد و وجهى كه مىگرفت بر درويشان قسمت مىنمود . شاعرى در حق او قطعهاى گفت كه مصراع