زمخشرى ، ربيع الأبرار ، ج 1 ص 262 ؛ ابن جوزى ، أخبار الحمقى و المغفّلين ، ص 39 ؛ ابن عاصم اندلسى ، حدائق الأزاهر ، ص 140 ؛ ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 31 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 261 ؛ عقّاد ، جحا ، ص 150 ؛ نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 2 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 3 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 127 .
30 ريدن جحا در وسط اتاق
شبى با بچهها خوابيده بود و آنها تس مىدادند . با زنش گفت : به خدا سوگند كه به عذابى گرفتار شدهام . زنش گفت : بگذار تس بدهند ، خودشان را گرم مىكنند .
جحا برخاست و در وسط اتاق ريد و گفت : اكنون بيدارشان مىكنم تا با اين آتش گرم شوند .
مصادر :
ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 4 ص 110 ؛ آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 311 .
31 براى نفر سوم چيزى نيست
با جحا گفتند : آيا حساب مىدانى ؟ گفت : آرى ، مشكلى نيست كه حلّ نكنم .
گفتند : چهار درهم را به سه نفر تقسيم كن . گفت : به دو نفر هريك دو درهم مىرسد ، و براى نفر سوم چيزى نيست .
مصادر :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 307 و ج 7 ص 377 ؛ زمخشرى ، ربيع الأبرار ، ج 3 ص 240 ؛ ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 38 . رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 127 ؛ مطايبات ملا نصر الدين ، ص 2 ؛ نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرومى ، ص 2 .
و نظير حكايت متن ، در ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 179 ، ديده مىشود .