تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
و به جحا گفت : اى پسرم ! به من آب بده . جحا خواست همان‌طور كه مادرش به او گفته بود : اشرب من حافرك : از پاشنهء پات آب بخور ، همان‌طور به او جواب بدهد ، گفت : اشربى من حرك : از فرجت آب بخور . يعنى خواست بگويد : حافرك ، گفت : حرك .

مصادر :

ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 3 ص 89 .

29 هركس به شما خبر داده است زنازاده است

روزى شفتالويى چند در آستين داشت و به جمعى گذشت و به ايشان گفت : اگر هريك از شما گفتيد كه در آستين من چيست شفتالويى كه از همه بزرگ‌تر است به او مىدهم . گفتند : شفتالوست . گفت هركس به شما خبر داده است نيست مگر آن‌كه مادرش زانيه است .

مصادر :

ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 4 ص 110 ؛ آبى ، نثر الدّر ، ج 5 ص 311 ؛