مصادر :
ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 2 ص 122 .
مآخذ :
ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 35 : « مردى زنش مرد . در پايين پايش نشست و گريه مىكرد . به او گفتند كه : زن بسيار است . گفت كه : اين نه تنها زن بود بلكه به جاى مادر بود ؛ از بس كه پير شده بود . گفتند كه : پس بالاى سرش بنشين گريه كن . گفت : ما رأينا خيرا الّا من عند رجليها . يعنى : ما خيرى از او نديديم مگر در نزد دو پاى او » .
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 28 : « زنى از اهل بحرين وفات يافت . شوهر او پايين او نشسته گريه مىكرد . از او پرسيدند : چرا به طرف سر او ننشستى ؟ گفت : به سبب آنكه احسانى كه از او به من مىرسيد از طرف پايين او بود » .
نظير : راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 4 ص 706 ؛ نوادر قزوينى ، ص 427 : « جولاهى در شيراز زنش بمرد . تنبان پاره كرد . گفتند : قبا بايستى پاره كنى . گفت : مصيبت بر اين ناحيه رسيده است » .
22 مشغول وصله كردنم
شخصى جحا را در گورستان ديد . پرسيد : اينجا چه كار مىكنى ؟ گفت : قبر مادرم پاره شده بود مشغولم وصله مىكنم .
مصادر :
ابو حيّان توحيدى ، البصائر و الذّخائر ، ج 2 ص 122 .
23 چه كسى تا روز قيامت زنده مىماند
با جحا گفتند : از پروردگارت از هول روز قيامت بپرس . گفت : چه كسى در اين دنيا تا روز قيامت زنده مىماند .