آملى ، نفائس الفنون ، ج 1 ص 201 : « گويند يكى خرى را به دلّال داد تا بفروشد . دلّال گفت : اين آن خر است كه به دو آهو صيد مىكردى . صاحب حمار اين مثل گفت : دون ذاينفق الحمار ، يعنى در صفت آن مبالغت كمتر كن كه بىصيد هم مردار گردد » .
ايضا ، نگا : حكايت 377 .
679 ريش بلند دليل حماقت است
ريش ملّا بلند شده بود . شبى در كتاب خواند : ريش بلند و سر كوچك دليل حماقت است . چون به آينه نگاه كرد ، گفت : پس بايد من احمق باشم . و خواست هرچه زودتر اين نسبت را از خود دور سازد . دست را به ميان ريش گرفته جلو چراغ رفت كه نصف او را از بين ببرد . ريشش آتش گرفت و سر و صورتش را سوزاند و مدتى در خانه به معالجه مشغول بود . پس از بهبودى ، در حاشيهء كتاب نوشت : اين مطلب تجربه شد و به ثبوت رسيد .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 212 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 36 .
مآخذ :
هبله رودى ، جامع التّمثيل ، باب دهم : « آوردهاند كه در شهر بلخ قاضىيى بود . شبى