مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 94 ؛ راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 3 ص 167 ؛ نوادر قزوينى ، ص 222 : « متوكّل تير بر گنجشكى انداخت و خطا كرد . ابن حمدون گفت :
احسنت . متوكّل گفت : احسنت بر گنجشك » .
650 ملّا و ديدن گنج در خواب
ملّا به خواب ديد گنجى يافته بر دوش مىبرد و از سنگينى آن شلوارش را نجس كرده . از خواب كه برخاست . زنش داد و بىداد راه انداخت كه : مرد ناحسابى ! خجالت نمىكشى سر پيرى مثل بچههاى دو سه ساله شلوارت را كثيف مىكنى ! گفت : ضعيفه ! اگر همهء خوابم راست درآمده بود ، حالا دست و پايم را مىبوسيدى . چه كنم كه نصفش بيشتر راست نشد .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 157 .
مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 91 : « طلحك مىگفت : خوابى ديدهام نيمه راست و نيمه دروغ . گفتند : چهگونه ؟ گفت : در خواب ديدم كه گنجى بر دوش مىبرم ؛ از گرانى آن بر خود ريستم ؛ چون بيدار شدم ؛ ديدم جامهء خواب آلوده است و از گنج اثرى نيست » .
اصل حكايت در راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 1 ص 151 ، ذيل مردى آمده است .