گر ناصِبِيَت بَرد عُمَر باشى * ور شيعى خوانَدَت على نامى
( ديوان ، ص 37 )
شاعر :
يَوماً يَمانٍ اذا لا قيتُ ذايَمَنٍ * و ان لَقيتُ مَعَدِّ يا فَعَدنانِ
يعنى : يك روز يمانىام اگر يمانى را ملاقات كنم / و اگر روز ديگر معدّى را ملاقات كنم عدنانىام ( عدنان نام پدر معدّ و اعراب ) .
636 قليه
از ملّا پرسيدند قليه را با قاف مىنويسند يا با غين ؟ گفت : با گوشت .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 153 .
مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 79 : « يكى از ديگرى پرسيد كه : قليه را به قاف كنند يا به غين ؟ گفت : قليه نه به قاف كنند و نه به غين ، قليه به گوشت كنند » .
سيد اشرف الدين قزوينى ( نسيم شمال ) ، ديوان ، ص 362 :
قيمه با غين نيست
شبى دخترى گفت با مادرش * زمانى كه مىخفت در بِسترش
كه اى مادر مهربان اديب * نويسندهء نكتهدان نجيب
به وقت نوشتن بدون خلاف * بگو قيمه با غين بوَد يا كه قاف
بخنديد مادر ز گفتار او * خوشش آمد از حرف و اطوار او
پس از خنده فرمود اى نور عين * بدان قيمه نه قاف باشد نه غين
ز قاف و ز غين قيمه ناخورده كس * فقط روغن و گوشت بايست بس
همان غين و قاف از خيالات توست * نهنه قيمه از گوشت گردد درست
من اين شعر شيرين همچون عسل * نوشتم به عنوان ضرب المثل