522 دزد هيچ تقصير نداشت
خر جحا را در شب از طويله دزديدند . مردم جمع شدند و هريك چيزى مىگفتند . يكى مىگفت : خوب بود كه قفلى بر در اسطبل مىزدى . ديگرى مىگفت : مىبايستى كليد را زير سرت مىگذاشتى - و بر اين قياس ، هركس چيزى مىگفت . جحا از گفتار آنان به تنگ آمد و گفت : پس بفرماييد دزد هيچ تقصير نداشت !
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 242 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 115 .
مآخذ :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 344 ؛ راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 3 ص 193 ؛ نوادر قزوينى ،