ص 115 .
517 حالا پاى هركس معلوم شد
چند بچه در كنار نهرى نشسته بودند و پاهاى خود را در آب فرو كرده با هم بر سر اينكه پاهاشان معلوم نيست و كدام پا از كى است نزاع داشتند . در اين اثنا ، جحا از آنجا عبور مىكرد و بگومگوى بچهها را شنيد . گفت : الآن معلوم مىكنم كدام پا از كيست . عصاى خود را به آب فرو برد و به پاى بچهها زد و همه پاهاشان را از آب بيرون كشيدند . گفت : حالا پاى هركس معلوم شد .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 236 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 206 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 95 .
518 علم اقتصاد
جحا به عروسى دعوت داشت . چون به مجلس وارد شد ، در مقابل در