خود را برداشت و به سر روباه گذاشت ، و همچنين جبهء خود را بر روباه پوشاند ، و شالش را هم به دور كمر روباه بست و رهاش كرد . دهاتىها به طرف جحا هجوم آوردند كه : چه كردى ؟ زحمات همهء ما را بر باد دادى ، او را با هزار زحمت و مرارت دستگير كرده بوديم و تو سردادى ، بايد خسارت همهء ما را تو بدهى ، معنى اين عملت چه بود ؟ جحا گفت : شما نمىدانيد ، بلائى به سرش آوردم كه تا آخر عمر بدبخت باشد ، و به هيچ سوراخى راهش ندهند ، و هيچ رزق و روزى نيابد .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 233 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 111 .
مآخذ :
ابن يمين :
اى دوستان به كام دلم نيست روزگار * آرى زمانه دشمن اهل هنر بوَد
همو :
فرياد از اين جهان كه خردمند را از آن * قسمت بجز نوائب و حرمان نمىرسد
جهّال در تنعّم و ارباب فضل را * بىصد هزار غصّه يكى نان نمىرسد
جاهل به مَسند اندر و عالم برون در * جويد به حيله راه و به درمان نمىرسد
513 من چهگونه به تو كمك كنم ؟
مؤذّنى در بالاى مناره اذان مىگفت ، و جحا خيال كرد كه او فرياد مىكشد و كمك مىطلبد . گفت : من چه كنم كه تو بر سر درخت بىشاخ و برگى رفتهاى ، من چهگونه به تو كمك كنم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 234 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 112 .