تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
سرت را خنك ، و مواظب غذايت باش ، و زياد فكر مكن .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 232 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 115 .

511 خانهء خدا اين‌جاست

گداى پررويى هر روز به در خانهء جحا مىآمد و با پررويى چيزى مىگرفت و مىرفت . روزى دقّ الباب كرد . جحا گفت : كيستى ؟ گفت : مهمان خدا . جحا از خانه بيرون آمد و به گدا گفت : دنبال من بيا تا حقت را بدهم ، و آمد تا به مسجد جامع شهر رسيد و گفت : تو اشتباه مىكردى به در خانهء من مىآمدى ، خانهء خدا اين‌جاست ، برو تو .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 232 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 111 .

مآخذ :

مقالات شمس تبريزى ، ج 1 ص 349 : « آن يكى در همچنين كوفت . [ گفتند ] : تو كيستى ؟ گفت : من برادرزادهء خدا . برون آمد خواجه ، خدمت كرد . دست به من ده ، با تو كارى دارم . ببردش به مسجد كه اين خانهء عموت ، تو دانى ، درآ ، خواهى هيچ برون ميا » . ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 227 : « غريبى در شب سردى به در خانه‌اى آمد در را كوبيد . گفتند : تو كيستى ؟ گفت : من پسر خواهر خدايم . گفتند : پس برو به خانهء داييت . گفت : خانهء دايى من كجاست ؟ گفتند : مسجد . او به مسجد آمد و تا صبح سرما خورد » .

512 بلائى به سرش آوردم كه تا آخر عمر بدبخت باشد