تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
متر مربع ، و . . . جحا خواست كه از اصفهانى عقب نماند ، گفت در شهر ما بروسه قصرهاى زيادى است ، و حمام جديد شهر كه اخيرا ساخته‌اند طولش پنج هزار متر است و عرضش پنجاه متر . در اين اثنا يك ايرانى ديگر وارد مجلس شد و گفت : اين طول و عرض با هم نمىخواند . جحا گفت : ورود بىموقع اين ايرانى مرا مجبور كرد كه در عرض كوتاه بيايم .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 230 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 110 .

مآخذ :

ايضا ، نگا : حكايت 554 .

506 من كه شلوار نگرفتم تا پولش را بدهم

جحا به شهر بروسه رفت . در بازار لباس‌فروشان وارد دكّانى شد و شلوارى انتخاب كرد و پوشيد . بعد با خود گفت : شلوارم عيبى ندارد ، و شلوار را داد و گفت به جايش جبّه‌اى بده . لباس‌فروش جبّه‌اى به جحا داد و جحا پوشيد و گفت : خوب است ، و راه افتاد . لباس‌فروش گفت : پول جبّه را بده . جحا گفت : اى عجب ! مگر من شلوار را ندادم و به جايش جبّه گرفتم . لباس‌فروش گفت : پول شلوار را بده . جحا گفت : اى داد از دست اين بروسىها ، من كه شلوار نگرفتم تا پولش را بدهم .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 231 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 110 .

507 كشاورز مهم‌تر از سلطان است