در آنجا اسب نجيب خوشهيكلى را نشان جحا داد و گفت : با اين اسب بود كه جنگها مىكرده و پيروز مىشده است . بعد او را به طبقهء دوم برد و در آنجا شمشيرى را نشان جحا داد و گفت كه : من فتوحاتم را مديون اين شمشير هستم ، و آن يادگار دوران پيروزى من و يادگارى براى فرزندانم است . بعد او را به طبقهء سوم برد و در آنجا زن زيباى بزرگزادهء با وجاهت و درايتى نشان جحا داد و گفت كه : اين همسر من است ، اينها بود سبب قهقهه و نعره و فرياد من . جحا حق را به امير داد و گفت : بعد از اين سه نعمت ، شما بايد از داشتن همسايهاى چون من هم نعرهء چهارم را بكشيد .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 227 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 108 .
504 آمادهء نماز ميّت باشيد
بعد از استيلاى چنگيز و تيمور بر آسياى صغير و قتل و غارت و خرابى ، مردم