تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
روزى تيمور لنگ با اشراف شهر و امراى ارتش نشسته بودند و صحبت مىكردند . يكى از سرداران عثمانى برخاست و گفت : در فلان جنگ اين‌طور جنگيديم ، و در فلان جنگ چنين ، و در جنگ فلان اين‌طور صورت دشمنان را بر خاك ماليديم ، و فلان شهر را اين‌طور فتح كرديم ، و اين‌طور صليبيان را شكست داديم ، و . . . در مقابل ، يكى از امراى تيمور برخاست و گفت : اين ما بوديم كه چنين مىجنگيديم و عثمانيان از ترس ما مىلرزيدند . به اين‌جا كه رسيد ، ناگهان بادى از طفلى كه در مجلس بود خارج شد . متكلّم گفت : اين صدا چه بود ؟ جحا گفت : اى امير ! ناراحت نشويد ، اين طفل از وصف شجاعت‌هاى شما ترسيده بود .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 223 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 108 .

501 خودم اين‌طور تير مىاندازم

در فصل بهار ، تيمور لنگ همراه سپاهيان تمرين تيراندازى مىكردند ، و از جحا
جوحى ( فارسى ) — صفحة 486 | احمد مجاهد / احمد مجاهد