امور بزرگ را از من خواستى ؟ تو كيستى ؟ من تيمور جهانگشا بزرگترين فرد جهانم ! جحا گفت : اگر تو بزرگترين فرد جهانى ، من هم كوچكترين فرد جهانم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 221 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 106 .
499 خوردن اوراق
تيمور لنگ قاضى شهر را كه اموال دولتى را اختلاس كرده بود احضار كرد و قاضى هم با دفاتر حسابش به حضور تيمور آمد ، اما چون جوابهاى متناقض مىداد و حسابش روشن نبود ، تيمور دستور داد كه قاضى دفتر را بخورد و اين حكم به شدّت تمام اجرا شد ، بعد هم اموال قاضى را مصادره كرد و منصب قضا را به جحا داد . بعد چندى جحا را جهت رسيدگى به اموال دار الحكومة فرا خواند . جحا كه مىدانست آخر كار حكم به خوردن دفتر مىكشد ، حسابها را بر روى ورقههاى نان نوشته بود ، و با اين ورقهها به حضور تيمور آمد . تيمور با ديدن ورقههاى نان تبسم كرد و پرسيد : اينها چيست ؟ جحا گفت : اى امير ! چون مىدانم كه در نهايت بايد اين اوراق را بخورم ، و من مثل قاضى پيشين معدهء قوى ندارم ، ازاينرو حسابها را بر روى اين ورقهاى نان نوشتم كه معدهام بتواند آنها را هضم كند .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 222 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 106 .