تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 213 .

484 چه خوابيده‌اى

جحا در خواب ديد كه زن‌هاى همسايه جمع شده‌اند و مىخواهند به زور زن جوان زيبايى به او بدهند . از خواب پريد و اثرى از عروس و زن‌هاى همسايه نديد . فورا زنش را از خواب بيدار كرد و گفت : چه خوابيده‌اى ! زنان همسايه مىخواهند زن جوان و خوشگلى به من بدهند و سر تو هوو بياورند ، اگر برنخيزى و اين‌ها را نرانى ، من بعدا مسؤول نيستم و نگويى چرا به من نگفتى .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 215 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 91 .

485 زن زشت

جحا را گول زدند و زن زشتى را به ازدواج او درآوردند . فرداى عروسى جحا خواست كه از منزل خارج شود ، زنش پيش‌آمد و با ناز و دلال گفت : دوست دارم كه به من بگويى من خودم را به كدام يك از خويشانت نشان بدهم و به كى نشان ندهم . جحا گفت : صورتت را به من نشان نده ، و به هركه مىخواهى نشان بده .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 195 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 90 .

مآخذ :

صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 333 : « ظريفى زنى بخواست بغايت قبيحه و
جوحى ( فارسى ) — صفحة 467 | احمد مجاهد / احمد مجاهد