402 افسوس كه اجل مهلتت نداد
در زمستانى جحا تنگ دست شد و با خود گفت : بايد صرفهجويى كرد و شروع به كم كردن علف الاغش نمود ، و الاغ كمكم رو به لاغرى گذاشت تا يك روز صبح كه به ديدنش رفت ؛ ديد الاغ مرده است . با الاغ گفت : خوب به رياضت كشيدن عادت كرده بودى ؛ افسوس كه اجل مهلتت نداد .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 104 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 55 .