بيرون مىآيد كه در شب فايدهاى ندارد ، اما ماه در شب تاريك بيرون مىآيد و دنيا را مانند روز روشن مىكند ، و معلوم است كه نفع ماه بيشتر از خورشيد است .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 92 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 51 .
مآخذ :
حكايت متن ، از حكايتهاى ديوان بلخ و قاضى بلخ است : « شخصى گذرش به شهر هرات افتاد ديد مردم دستهدسته به مسجد مىروند . او هم رفت . ديد واعظى در بالاى منبر است و مىگويد : اى مردم ! شماها از كثرت بىعلمى و جهل ، قدر بعضى چيزها را نمىدانيد و اغلب در اشتباهايد . مثلا خورشيد را بر ماه ترجيح مىدهيد ، و حال آنكه ماه در شب تار مثل چراغ پيش چشم شما را روشن كرده به دردتان مىخورد ، و خورشيد در روز روشن كه هيچ احتياجى به او نداريم ، در مىآيد » .
384 جحاى منصف
روزى پشتهاى هيزم به دوش گرفته و سوار خرش شده بود . يكى او را گفت : چرا هيزم را بر پشت خرت نمىگذارى تا خودت هم راحت باشى ؟ گفت : اين انصاف نيست كه الاغ بىچاره هم سنگينى مرا حمل كند و هم پشتهء هيزم را ، من هرگز چنين ظلمى نمىكنم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 94 ، 143 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 67 ، 117 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 16 .
مآخذ :
ادهم خلخالى ، كدو مطبخ قلندرى ، ص 37 : « شخصى جوال گندم بر خرى بار كرده و بر آن سوار شده بود . چون ديد كه خر طاقت كشيدن آن بار گران را ندارد ، از خر فرود