مقالات شمس تبريزى ، ص 854 : « همان حكايت قزوينى است كه اوّل استنجا كرد ، آنگه بريست ، كه ابريق شكسته صرفهء آب » .
محمّد مسعود ، ملّا نصر الدّين منظوم ، ج 2 ص 9 :
علاج نمودن ملّا آفتابهء خود را
زن ملّا به ملّا گفت ملّا * شده سوراخ اين آفتابهء ما
شود خالى نمىماند در آن آب * به پيش مسگرش بَر زود و بشتاب
جوابش داد ملّا اين چه جهلى است * علاج آفتابه كار سهلى است
طهارت گير قبل از رفع حاجت * چرا آخر كنى با ما سَماجت
376 رفتن جحا به گرمابه
روزى جحا به گرمابه رفت اما خدمهء گرمابه اعتنائى به او نكردند و خدمتى انجام ندادند . جحا وقت بيرون آمدن ، ده دينار اجرت داد ، و گرمابهداران از اين بخشش فوق العاده متحيّر ماندند و ممنون گرديدند . هفتهء ديگر كه به گرمابه رفت ، احترام بىاندازهاى از خدمه ديد كه هريك به نوعى او را اكرام مىنمودند . جحا اينبار هنگام بيرون آمدن فقط يك دينار اجرت داد .
گرمابهداران از كمى اجرت متغيّر گرديدند و سبب بخشش هفتهء قبل و رفتار امروزش را پرسيدند . گفت : مزد امروز حمام را هفتهء قبل پرداختم ، و مزد حمام هفتهء قبل را امروز .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 86 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 44 .
مآخذ :
اسد اللّه شهريارى ، ملّاى منظوم ، ص 259 :
ملّا در حمّام
آن شنيدستم شبى ملّاى ما * شد به حمّامى كه شويد خويش را