تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨

372 گم شدن خر و آواز خواندن جحا

روزى خرش گم شده بود و او آواز مىخواند . گفتند : كسى كه خرش گم شده باشد آواز مىخواند يا اين‌كه غمگين مىشود ؟ گفت : ممكن است خرم پشت اين كوه باشد ، حالا كه پيدايش نكردم ؛ چون صدايم را بشنود ؛ مىآيد و مرا در پيدا كردنش متّهم به كوتاهى نخواهد كرد .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 83 ، 179 .

373 آيا من و تو مساوييم

روزى جهت وعظ به شهرى رفت و در آن‌جا به خانهء شخص وجيهى وارد شد . شخص وجيه از جحا خواست چيزى بخواند و بنويسد . جحا چيزى خواند و نوشت . آن شخص هم مثل جحا خواند و نوشت و به جحا گفت : مىبينى كه همان‌طور كه تو خواندى و نوشتى ، من هم مثل تو خواندم و نوشتم ، پس بين من و تو فرقى نيست ، و مرا به تو حاجت نمىباشد . جحا گفت : بين من و تو فرق بزرگى هست . من از مسافت دور با تحمل مشقت به اين‌جا آمدم و حالا نااميد و زيان‌كار برمىگردم ، آيا من و تو مساوى هستيم ؟

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 83 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 44 .

374 سركهء هفت ساله

همسايهء جحا روزى از او پرسيد : آيا شما سركهء هفت ساله داريد ؟ گفت : آرى . گفت : مقدار كمى به ما بدهيد . گفت : ممكن نيست . پرسيد : چرا ؟ گفت : اگر
جوحى ( فارسى ) — صفحة 358 | احمد مجاهد / احمد مجاهد