حياط مىگردد ؟ جحا با خونسردى گفت : اهميت نده ، اگر هم چيزى پيدا كرد براى ما سبكى است كه از دستش بگيريم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 42 .
337 استر چپ است
با جمعى به سفر مىرفت . در بين راه در مكانى به استراحت پرداختند . چون برخاستند كه به سفر ادامه دهند ، استرش را طلبيد . چون آوردند ، پاى راستش را در ركاب گذاشت و برجست و معكوس بر روى زين قرار گرفت . همراهانش خنديدند . گفت : من برعكس سوار نشدم ، استر چپ است .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 44 .
مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 76 : « قزوينى پاى راست بر ركاب نهاد و سوار شد .
رويش از كفل اسب بود . گفتند : واژگونه بر اسب نشستهاى . گفت : من باژگونه ننشستهام ، اسب چپ بوده است » .
دكتر سيد محمد دبيرسياقى ، پنجاه لطيفهء عبيد زاكانى ، لطيفهء 9 :
پاى قزوينى ركابِ باره سود * از سُرين سو نز سَرين سو روش بود
بر نشستى باژگون گفتش يكى * اسب چپ بودست گفتا بىشكى
338 عرق حمّاد
بر جامهء جحا لكّهء مركّب سياهى مشاهده كردند و از سبب آن پرسيدند . گفت :
نمىدانم ، گمان مىكنم حمّاد شاگرد سياه حبشىام ، ديروز كه دستم را بوسيد ، عرق او بر روى جامهام چكيده باشد .