258 من كافرم
نادره روزى در مسجدى واعظى مىگفت كه : هرگاه كسى مرد و ندانند كه مسلمان است يا كافر ، ذكر او را ملاحظه كنند ، اگر بزرگ و ستبر است كافر ، و اگر به اندازه است مسلمان . جحا برخاسته و گفت : پس از قرار گفتهء تو من كافرم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 42 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 63 .
مآخذ :
كيوان قزوينى ، كيوان نامه ، ج 1 ص 187 : « بعضى عوام مسلمين گويند كه : فرم بدن هم تفاوت دارد كه كافر آلت مرديش بزرگتر از مسلمان مىشود و اين را نسبت به قول ائمّهء اسلام مىدهند كه اگر مردهء مجهولى در بيابان ديده شد ، اگر كبير الحشفه نيست او را مسلمان دانيد و دفن نماييد . پس آقا جمال خوانسارى براى مطايبه نوشته : ان هذا الخبر صحيحا فانا أكمل الكافرين ، اگر اين خبر صحيح باشد ، پس من كاملترين كافرانم . نگارنده ( كيوان قزوينى ) گويد كه : غرض ائمّه راجع به خصوص مسيحىيى است كه ختنه نمىكند و بالعرض آلتش بزرگ مىنمايد . چون كه جنگهاى واقع در زمان امامان شيعه كه در زمان بنى اميه و بنى عباس ميان مسلم و مسيحى بود ، بسا در ميدان جنگ و يا بيابان كشتهء مجهولى ديده مىشد ، و شيعيان از ائمّه و يا سنّيان از ائمّهء خود مىپرسيدند كه تكليف دفن و كفن و نماز ميت را كه واجب كفائى است بدانند » .
ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 242 : « عالمى در منبر مىگفت كه : چون شهيد مسلم با كشتهء كافر مشتبه مىشود ، ذكر آنها تفحّص مىشود ، پس اگر كيش باشد - يعنى : بزرگ باشد ، كافر است ، و صاحب ذكر كوچك مسلم است . شخصى در آنجا حاضر بود ، دو دست بر سر زد و گفت : اگر چنين است ، پس من كافر مطلقام » .
259 شب زفاف
نادره جوانى از آشنايان او را داماد كردند و شب زفاف . . .