مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 42 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 62 .
مآخذ :
ادهم خلخالى ، كدو مطبخ قلندرى ، ص 33 ؛ كليات شيخ بهايى ( نان و حلوا ) ، ص 15 :
حكايت
بود در شهر هَرى بيوه زنى * كهنه رندى ، حيلهسازى ، پر فنى
نام او بىبى تمييز خالدار * در نمازش بود رغبت بىشمار
با وضوى صبح خفتن مىگذارد * نامرادان را ولى دادى مراد
كم شدى خالى دواتش از قلم * بر مراد هركسى مىزد رقم
در مهمسازى اوباش و رُنود * دائما طاحونهاش در گَرد بود
از ته هركس كه برجَستى به ناز * مىشدى فى الحال مشغول نماز
گفت با او رندكى كِاى نيك زن * حيرتى دارم از اين كار تو من
زين جنابتهاى پىدرپى كه هست * هيچ نايد در وضوى تو شكست
نيّت و آداب اين محكم وضو * يك ره از روى كرم با من بگو
اين وضو از سنگ و رو قايمتر است * اين وضو نبوَد سد اسكندر است