تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 42 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 62 .

مآخذ :

ادهم خلخالى ، كدو مطبخ قلندرى ، ص 33 ؛ كليات شيخ بهايى ( نان و حلوا ) ، ص 15 :

حكايت

بود در شهر هَرى بيوه زنى * كهنه رندى ، حيله‌سازى ، پر فنى نام او بىبى تمييز خال‌دار * در نمازش بود رغبت بىشمار با وضوى صبح خفتن مىگذارد * نامرادان را ولى دادى مراد كم شدى خالى دواتش از قلم * بر مراد هركسى مىزد رقم در مهم‌سازى اوباش و رُنود * دائما طاحونه‌اش در گَرد بود از ته هركس كه برجَستى به ناز * مىشدى فى الحال مشغول نماز گفت با او رندكى كِاى نيك زن * حيرتى دارم از اين كار تو من زين جنابت‌هاى پىدرپى كه هست * هيچ نايد در وضوى تو شكست نيّت و آداب اين محكم وضو * يك ره از روى كرم با من بگو اين وضو از سنگ و رو قايم‌تر است * اين وضو نبوَد سد اسكندر است