ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 34 ؛ فرّاج ، أخبار جحا ، ص 168 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، ذيل النّوادر ، ص 268 .
مآخذ :
ملّا حبيب اللّه كاشانى ؛ رياض الحكايات ، ص 241 : « مردى به كنيز خود گفت كه : متكّا بياور . چون آورد ؛ با او وقاع كرد . بعد از آن هرچيز به او مىگفت بياور ، او مىرفت و متكّا مىآورد » .
لطايف و ظرايف شكوهى ، ص 336 : « وكيل باشى ترك نقل كرد كه در طهران زنى گرفتم كه هيچ تركى نمىفهميد . شب اول در حين مقاربت قالتاق زينى كه داشتم به زير سرش گذاشته عمل را به اتمام رسانيدم . چون من هم فارسى چندان بلد نبودم ، هرچيزى كه مىگفتم ، زنكه نمىفهميد قالتاق را مىآورد حاضر مىكرد . من هم تا خجالتى به او نرسد ممانعت مىكردم . گاهى كه آب مىخواستم ، قالتاق را مىآورد . از ترس قالتاق ، بعض شبها مثل آدمهاى لال هيچ نمىگفتم مگر در وقت مصرف قالتاق » .
221 معنى بادنجان
نادره روزى از پسر جحا پرسيدند : بادنجان به معنى چيست ؟ گفت : معنى بچه گاو چشم باز نكرده . از قضا جحا در آنجا حاضر بود . گفت : و اللّه اين تحقيق از فهم و فراست خودش بود ، من هرگز به او نگفته بودم .