تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨

218 رختش از رخوت ما چركين‌تر است

نادره روزى جهت شستن رخت همراه زنش بر كنار نهرى رفتند و مشغول رخت شستن شدند . در بين شست‌وشو ، زاغى قالب صابون را در ربود . زن فرياد كرد كه : بگير صابون را . جحا گفت : بگذار ؛ بىچاره رختش از رخوت ما چركين‌تر است .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 32 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 53 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 43 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 26 .

219 گذاشتن كفش در آستين

نادره روزى با عده‌اى از جوانان در باغى گردش مىكرد . بچه‌ها تصميم گرفتند كفش جحا را بدزدند . پس گفتند : چه كسى مىتواند از اين درخت بالا برود ؟ جحا گفت : من . گفتند : نمىتوانى . جحا خشمگين شد و اطراف لباسش را جمع كرد و كفشش را درآورد و در آستينش گذاشت و از درخت بالا رفت . گفتند : چرا كفش