197 قاضى شدن خر جحا
نادره وقتى خرش گم شده بود عقب خر مىگرديد . يكى به دو رسيده گفت : تو را چه مىشود ؟ گفت : خرم گم شده . آن مرد گفت : خرت در فلان بلد قاضى شده است . جحا گفت : راست گفتى . هروقت من شاگردها را درس مىدادم خرگوشهاى خود را تيز مىگرفت و سرش را حركت مىداد و سكوت مىنمود ، من يقين دانستم قاضى خواهد شد - و به سراغ خر روانه گرديد تا آنكه وارد آن بلد شد . لگامى در دست و قدرى جو در دامن كرد به محكمهء قاضى روانه شد .
اول دامن خود را به قاضى نمود چنان كه خر را بخوانند او را مىخواند كه بيابيا جو خود را بخور - و كمكم پيش رفته لگام بر دهنش زد . مردم به سرش آمده سر و رويش را مجروح نموده و گفتند : اين جسارت چه بود ؟ گفت : تقصير شما نيست ، از بىانتظامى امير است كه خرم را به زور غصب نموده قاضى كرده است .