تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
است در غايت درازى .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 26 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 42 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 147 .

مآخذ :

راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 4 ص 721 ؛ نوادر قزوينى ، ص 427 : « سرنايىاى بود احمق احمدويه نام . در خانهء يكى از اكابر او را عمامه پيچيده دادند بر سر نهاد . فراخ آمد . گفت : براى سر من بزرگ است ، و فراخ بفروشم و عمامهء كوچك‌تر بخرم . پس به بازار آورد و به همان اسلوب سابق از دلّال بخريد و به خانه برد و اجرت منادات نيز به دلّال بداد » .

195 به عاريت ندادن خر

نادره روزى كسى خر او را به عاريت خواست . گفت : صبر كن تا با خر مشورت كنم . رفت و برگشت و گفت : خر مىگويد مرا مده ؛ چرا ؛ كه مرا مىبرد و سوار مىشود و مىزند و صاحبم را فحش مىدهد . در اين صورت نمىدهم .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 26 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 42 ؛