تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نمىداشت . عامل گاهى نرم و گاهى درشت با او سخن مىگفت ، با او درنمىگرفت . تا آن‌گاه كه عامل عهد كرد و عقد بست كه به عقب اين ، مكروهى به احمد بن الصّلت نرساند و او را ايذا نكند و نرنجاند ، و خراج صاحبش به اصلاح آرد و او را ايمن گرداند . بعد از آن ، خايهء عامل رها كرد . و عامل بر عهد وفا نمود و بفرمود كه غلّات صاحبش برندارند و خراج او سبك گردانيد » . سلمان ساوجى هم در باب عزّت ملك زن شيخ حسن كوچك ، كه شوهر خود را به فشردن خصيه به عالم آخرت فرستاد ، گفته است :
ز هجرت نبوى رفته هفت صد و چل و چار * در آخر رجب افتاد اتّفاق حسن زنى ، چه‌گونه زنى ؟ خير خيرات حِسان * به زور بازوى خود خُصيَتَين شيخ حَسن گرفت محكم و مىداشت تا بُمرد و برفت * زِهى خجسته زنِ خايه‌گير مرد افكن
محمّد مسعود ، ملّا نصر الدّين منظوم ، ج 2 ص 5 :

ملّا در نماز جماعت

رفت ملّا در صف مسجد نشست * پشت آقا در نماز احرام بست بود پيراهنش هم كوتاه و تنگ * ليك رنگى بود آن را بس قشنگ چون ركوع آمد ز تنگى تخم اوى * گشت پيدا و نياوردش به روى يك فضول از پشت بگرفت و فشرد * ملّا سوى تخم آقا دست برد هرچه اللّه اللّه آقا گفت هيچ * فايده ننمود و او مىداد پيچ گفت ملّا به سر و جان شما * تا كه ننمايند تخمم را رها برندارم دست از تخمت بدان * اين شروران را ز پشت سر بران

124 تاجر روز و ماه

نادره شخصى از او پرسيد : امروز چندم ماه است ؟ گفت : چه وقت من تاجر روز و ماه بودم تا به اين سوآل تو پاسخ دهم ؟

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 11 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر