103 آنهايى كه مىدانند به آنهايى كه نمىدانند بگويند
نادره روزى بر بالاى منبرى برآمد گفت : ايّها الناس ! مىدانيد مىخواهم چه بگويم ؟ همه گفتند : نه . گفت : جاهلان را چه سود از وعظ باشد - و از منبر به زير آمد . روز ديگر باز به منبر برآمد و گفت : ايّها الناس ! آيا مىدانيد كه چه مىخواهم بگويم ؟ گفتند : آرى . گفت : در صورت دانستن تكرار مطلب بىفايده است - از منبر به زير آمد . روز ديگر باز بر منبر برآمد گفت : آيا مىدانيد مىخواهم چه بگويم ؟ مردم در جواب دو فرقه شدند . عدّهاى گفتند مىدانيم ، جماعتى گفتند نمىدانيم . گفت : آنهايى كه مىدانند به آنهايى كه نمىدانند بگويند .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 5 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 12 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 7 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 4 .
مآخذ :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 314 ، ذيل يكى از واليان .
حكايت در العقد الفريد ، ج 4 ص 148 ، از ابو العنبس صيمرى آمده است .