دور و دراز كه جانبين را در ميان است كار آرزومندى بچه غايت رسيده باشد و حال نيازمندى بكدام نهايت انجاميده ، فى الجمله كمال تشوّق از « 1 » تحديد تفوّق مىكند ، و كثرت التياع « 2 » از انقياد تعديد امتناع مىنمايد ، پس برين قضيت تكلف شرح آن در توقف داشتن و آن رسم كه در دست و پاى خواطر خلق « 3 » خلق شده است بگذاشتن اوليتر « 4 » و از ايزد ذى الجلال كه مدبّر بر كمال « 5 » و مفتح ابواب آمال است تيسير اسباب اجتماع خواستن و صدق اخلاص را وسيلت آن « 6 » التماس و بدرقهء آن « 7 » دعا ساختن - تا قايد زمام اصابت ( بمربع مرتع « 8 » ) اجابتش رساند - بمنهج قويم خرد و طريق مستقيم عقل نزديكتر ، و الله ولى التيسير و مسهل كل عسير .
پيوسته به حكم جاذبهء خلوص عقيدت و داعيهء وفور مودّت تفحص احوال و تصفح « 9 » آثار مجلس سامى زيد سموا « 10 » كرده مىآيد ، و چون بر تواتر شنوده مىشود « 11 » كه در آن حضرت ثغور دولت بر قاعدهء معتاد متبسم است و تغور « 12 » ملت بزينت « 13 » انسداد متنسم « 14 » و امداد فتح و نصرت « 15 » بر تعاقب ايّام روزگار « 16 » افزون و نجح اغراض بعزايم صواب آن مجلس مقرون اين دوست بر حسب اعتقاد بامداد اعتداد مشمول مىگردد ، و بشكر آن مواهب كه خويشتن را در آن يحكم « 17 » مشابكت « 18 » حق مشاركت حاصل مىداند مشغول مىباشد ، و الشاكر يستحق المزيد .
ازين جانب نيز « 19 » به حمد اللّه و يمن « 20 » همت و بركات موالات آن مجلس حدايق مملكت نضارتى تمام و عيش دولت غضارتى بواجب دارد ، و بيشتر ملوك اطراف از خط فرمان « 21 » اين دوست انحراف نمىنمايند ، و بمتابعت و مشايعت
هامش
( 1 ) ضا ، حيز .
( 2 ) ش ، سوختن از شوق يا اندوه .
( 3 ) سا .
( 4 ) سا ( ظ ، اوليتر است ) .
( 5 ) ضا ، است .
( 6 ) اين .
( 7 ) اين .
( 8 ) بمرتع مربع ( ظ ، بمربع مريع ) .
( 9 ) و تصحف .
( 10 ) سا .
( 11 ) مىآيد .
( 12 ) و ثغور .
( 13 ) برتبت .
( 14 ) متسم .
( 15 ) و ظفر .
( 16 ) روز .
( 17 ) تحكم .
( 18 ) ش ، در هم پيوستگى .
( 19 ) سا .
( 20 ) و بيمن .
( 21 ) و فرمان .